تبلیغات
ربی یرانی... - هنر در پرورشی2


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:یکشنبه 25 دی 1390-03:27 ب.ظ

هنر در پرورشی2

ربی یرانی ....

      آدم چشم گشود و دانست که هوای دلنشینی که به سینه می کشد از عدن است ،نیک به این سو و آن سو نگریست ، با تردید و شاید کمی ترس گام بر می داشت ، زیر هر برگ و لای هر شاخه ، درون هر گل را با نگاهی کنجکاوانه جستجو می کرد ، صدای بلبلان ، ذکر ملائک و از آن عجیب تر شرشر آب ، آدم را به سوی خود می خواند و او آهسته به کنار جوی  آمد و به آن خیره شد . تصویری شگفت ترسش را صد چندان می کرد ،چرا که چون او حرکت می کرد و می ایستاد ، طولی نکشید دانست که در آب خود را می بیند ، آسوده و مضطرب نشست به تماشای خودش و اولین سوالش این بود : چرا در آب روان ؟ شاید چون آب ، روانم ! یا مثل او زلالم ؟ هر چه کوشید ندانست !

ملکی به پیش آمد و خواست از اضطرابش بکاهد ، پس او را گفت : که خدای در عرش تو را می خواند ، باید که نزد او رویم . آدم از جای برخاست و به پیش خدای زانوی ادب زمین زد و سکوت کرد ، همه عرشیان ،ذکر گویان و متحیر به تماشا آمدند و می پنداشتند که آدم با سکوتش تکبر کرده و نابود خواهد شد و خدای چنین فرمود : هان ! ای مخلوق من در چه اندیشه ای ؟ آدم جواب داد : نمی دانم که چه هستم و که هستم ، با همه فرق دارم و چون دیگران مخلوقم و تو را ای خدا دوست می دارم ، به گونه ای که سینه ام در  کنار تو آرام است و آسوده . خدای فرمود : باید تو را در زمین برم تا خلیفه من باشی ! . آدم گریه کرد و گفت : با دوریت چه کنم ؟ که مرا امید وصال تو زنده می دارد ؟! خدا تبسمی کرد و گفت : به حوا بیاندیش که تحمل دوریم را برایت ممکن می سازد . آدم دست بر پهلوی خود نهاد و گفت :حوا ... ! حوا ....! حوا .... !؟

ملائک با شنیدن نامش پریشان تر از قبل با تعجب گفتند : حوا ؟! حوا ؟!

و خدا آدم را فرمود : در زمین امانتم را پاس بدار و با او مهربان باش و هوائجش را بر طرف ساز که همه آسمان را برای تو از ستاره اندودم و زمین را برای تو فرش نگارین کردم و تو را برای حوا آفریدم .....

 و آدم در چهره ی حوا خود را دید و صدای شرشر آب دوباره به گوشش رسید .....

                                                          امین عبدالهی گیلده

                                                         بندر انزلی – نزدیک ظهر

                                     برداشت آزاد از کتاب آفرینش ، فصل آخر ، خلقت آدم




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : هنر و پرورشی 

How we can increase our height?
دوشنبه 27 شهریور 1396 03:17 ق.ظ
This is very interesting, You are an excessively skilled blogger.
I have joined your rss feed and look forward to seeking more of
your magnificent post. Additionally, I have shared your web site in my social networks
Do compression socks help with Achilles tendonitis?
سه شنبه 14 شهریور 1396 06:47 ب.ظ
I was able to find good info from your blog posts.
How much does it cost to lengthen your legs?
سه شنبه 10 مرداد 1396 02:32 ق.ظ
Definitely consider that that you stated. Your favourite reason appeared to be
on the web the easiest factor to understand of. I say to you,
I definitely get annoyed while people think about worries that they just
do not recognize about. You controlled to hit the
nail upon the top and also defined out the entire thing with no need side-effects ,
other people can take a signal. Will probably be back to get more.
Thank you
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 09:58 ب.ظ
I loved as much as you'll receive carried out right here.
The sketch is attractive, your authored material stylish.
nonetheless, you command get got an impatience
over that you wish be delivering the following.
unwell unquestionably come more formerly again as exactly
the same nearly very often inside case you shield this hike.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر