تبلیغات
ربی یرانی... - هنر در پرورشی11


Admin Logo
themebox Logo
تاریخ:چهارشنبه 28 دی 1390-03:48 ب.ظ

هنر در پرورشی11

                                                                   بسم الله الرحمن الرحیم

 

 

 

                             کاربرد هنر در درس پرورشی

 

 

                             استاد : سید علی معراجی

 

 

                                   نویسنده : سکینه احمدی

 

 

سال : 90-89 

    ماجرا برمی گرده به پاییز 1372 که من به عنوان آموزگار جوان ساکن بندر انزلی به دلیل امتیاز بندی و یک سری از مقررات به یک مدرسه ابتدائی بسیار دور از محل سکونت منتقل شدم . به دلیل مشکلات و محدودیتهایی که یک آموزگار در سن من ممکن بود داشته باشد بسیار مصر بودم تا تحت هر شرایطی به مدرسه ای حتی شده کمی نزدیکتر منتقل شوم که حداقل مشکلات ایاب و ذهاب و چنین مسائلی در طول سال تحصیلی مرا از انجام درست وظایف خود باز ندارد .این طور شد که تصمیم گرفتم درخواست خود را با آموزش و پرورش در میان بگذارم و متأسفانه پاسخ آنها این بود که در آغاز سال تحصیلی چنین کاری ممکن نیست و من مجبور شدم با شرایط سخت کاریم کنار بیایم . تا اینکه در اواسط آبان ماه همان سال به من اطلاع دادند که یکی از همکارانم که در آموزشگاهی با شرایط دلخواه من مشغول به کار بود قصد دارد که از خدمت در آن مدرسه استعفا دهد . من که از شنیدن این خبر بسیار خوشحال شده بودم با تمام میل این پیشنهاد را قبول کردم و حتی نپرسیدم که چرا حاضر به این کار شده است ؟

«روز اول کار من در مدرسه جدید»

   صبح آن روز همه چیز خیلی خوب شروع شد ، بر خلاف روزهای قبل که مجبور بودم صبح زود از خانه خارج شوم به اندازه کافی استراحت کردم ، صبحانه خوردم و بالاخره بسیار سرحال در مدرسه مذکور حاضر شدم . مدیر مدرسه با روی خوش از من استقبال کرد و خوش آمد گفت و مرا تا دم در کلاس سوم، راهنمایی کرد .

    وارد کلاس شدم در نظر اول همه چیز خیلی عادی جلوه می کرد تا اینکه کیفم را روی میز گذاشتم و خواستم برای آشنایی خودم را معرفی کنم و در واقع سر صحبت را وا کردم ، هنوز جمله ام تمام نشده بود که متوجه پرتاب تکه های کاغذ روی خودم و به هم ریختن نظم کلاس و پراکنده شدن بچه ها شدم . سعی کردم خون سردیم را حفظ کنم ، چون قبلا تجربه چنین صحنه هایی را نداشتم . پیشنهاد کردم بچه ها به ترتیب خودشان را معرفی کنند تا شاید جو کلاس عوض شود . بچه ها تک تک بلند شدند و خود را معرفی کردند . تا اینکه یکی از دانش آموزان که در ردیفهای وسط نشسته بود و اصلا حواسش به کلاس نبود و مدام وول می خورد نظرم را به خود جلب کرد . اگر بخواهم او را برایتان توصیف کنم ، از نظر ظاهری بسیار شلخته و بی نظم با موهای ژولیده که از مقنعه به بیرون زده بود و انگار زیر گردنش صندلی چرخ دار کار گذاشته شده بود که مدام به این طرف و آن طرف بر می گشت ، شیطنت می کرد ، مقنعه بچه ها را می کشید ، وسط حرف بچه ها می پرید ، مسخره شان می کرد ، و شکلک در می آورد ، به طوری که بچه ها کلافه شده بودند .

    خودم را کنترل کردم و اصلا به روی خود نیاوردم . تا اینکه وقتی نوبت به خودش رسید سر و کله اش از زیر میز یکی از همکلاسیهایش پیدا شد ، خیلی تند خودش را معرفی کرد :«بیتا افشار» و دوباره مشغول شد . و خلاصه اینکه کل آن روز هر چهار ساعت روی اعصابم راه رفت .  اصلا انتظار چنین پدیده ای را در کلاس نداشتم و به توانایی خودم در کلاس داری شک کرده بودم .

      بالاخره آن روز با یک سردرد مزمن تمام شد . روزهای دیگر هم مانند همین روز آمدند و رفتند . می توان بگویم فرقی بین کلاس ریاضی و کلاس ورزش نبود . سعی کردم جدیت بیشتری به خرج بدهم ، اما کار ساز نبود و تغییری در رفتار بیتا ظاهر نشد . تصمیم گرفتم با اولیائش صحبت کنم و از آنها بخواهم مرا در حل این مشکل یاری کنند ، اما بی نتیجه بود . حتی رفتن به دوره های مشاوره نیز او را جری تر کرده بود . در تمام طول روزبا فکر به اینکه فردا چه اتفاق غیر منتظره ای قرار بود برایم بیفتد ،آرامشم سلب می شد . دوست داشتم دوباره به محل کار قبلی ام باز می گشتم !

      حالا می فهمیدم که چرا خانم سعیدی همکار قبلی دوری راه را با تمام سختی ها به آن یک کلاس کذایی، با انگشت همیشه بالای بیتا ، موشک بازی ، بمباران حرفهای بیهوده او به جان خریده بود . در همین فکرها بودم که ناگهان جرقه ای در ذهنم زده شد و این بود که :

      زنگ انشا را انتخاب کردم و از بیتا خواستم که برای یک زنگ جای خودش را با من عوض کند و در نقش معلم در جای من حاضر شود . آن وقت من در جای بیتا نشستم و شدم یک بیتای واقعی !!

مدام از جایم بلند می شدم و با بچه ها صحبت می کردم ، شوخی می کردم ، به سمت بیتا کاغذ پاره پرت می کردم و تا شروع به حرف زدن می کرد وسط حرفش می پریدم و مجال حرف زدن به او نمی دادم . از چشمانش می خواندم که به شدت کلافه و عصبانی شده ، بله نقشه ام داشت درست پیش می رفت ! ناگهان بیتا خشمگین و با مشت گره کرده به سمت من آمد و فریاد زد : ساکت شو ! خفه ام کردی ! من بلند شدم در حالی که چشمانم در نگاه او گره خورده بود گفتم : اگر ساکت باشم جای بیتا خالی می ماند ! سکوت همه کلاس را فرا گرفته بود . بعد از آن ماجرا ، غیر قابل باور بود . رفتار بیتا به کلی تغییر کرده بود .

و بیتا واقعا بی تا شده بود . 

 

                                              به نام خدا

       کلاس کاربرد هنر در درس پرورشی

     طرز تهیه روزنامه دیواری :

1-      هدف از نوشتن روزنامه دیواری مشخص باشد .

2-      موضوع روزنامه مشخص باشد .

3-      تقسیم کار بین دانش آموزان گروه بندی شده .

4-      سرمقاله در سمت راست روزنامه نوشته شود .

5-      مطلب اصلی در مرکز و دل روزنامه با خط خوش نوشته شود .

6-      رنگ آمیزی وخط خوش و استفاده ازتصاویرزیبا مربوط به موضوع روزنامه نیز درتوجه مخاطب ضروری است

7-      چیستان و جدول همراه با جایزه .

8-      نام تهیه کنندگان .

9-      تزیین دور روزنامه .

10-  نصب در محل مورد نظر جهت خواندن دانش آموزان .

 

 

                                                                              سکینه احمدی




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

نوع مطلب : هنر و پرورشی 

How much does it cost to lengthen your legs?
سه شنبه 28 شهریور 1396 05:45 ق.ظ
I visited many blogs except the audio quality for
audio songs existing at this site is truly excellent.
Can better posture make you taller?
چهارشنبه 15 شهریور 1396 04:00 ق.ظ
I enjoy what you guys are up too. This type of clever work
and coverage! Keep up the excellent works guys I've you guys to my
personal blogroll.
How long does Achilles tendonitis last for?
یکشنبه 15 مرداد 1396 07:08 ب.ظ
Hey! This is my first visit to your blog!
We are a group of volunteers and starting a new initiative in a
community in the same niche. Your blog provided
us beneficial information to work on. You have done a
extraordinary job!
Why does it hurt right above my heel?
سه شنبه 10 مرداد 1396 02:42 ق.ظ
Hi would you mind stating which blog platform you're working with?
I'm planning to start my own blog in the near future but I'm having a difficult time choosing between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal.

The reason I ask is because your layout seems different then most blogs and I'm looking for something unique.
P.S My apologies for being off-topic but I had to ask!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 12:02 ب.ظ
It's remarkable in favor of me to have a web page, which
is valuable for my know-how. thanks admin
manicure
جمعه 18 فروردین 1396 04:03 ب.ظ
Great blog right here! Additionally your site loads up fast!
What host are you using? Can I am getting your affiliate link on your
host? I wish my web site loaded up as fast as yours lol
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر